ميرزا محمد حيدر دوغلات

200

تاريخ رشيدى ( فارسي )

شده‌اند . اما به احتمال قريب به يقين ، موضوع اين است كه آنها غلامان يا اولاد ايشان و از اسيرانى بوده‌اند كه منقول‌ها در تهاجمات اوليه خود به سرزمين‌هاى واقع در مسير كشمير آنان را از آنجا دور ساخته بودند ، در اين صورت نام كشميرى به طور جزئى مىتوانسته به مدت يك قرن و نيم بر روى چنين مردمى باقى بماند . ( 46 ) . احتمالا جلگه جوين ( يا جوين چغتاى ) كه در شمال و شمال غرب سبزوار در خراسان واقع است . بلوك به معنى « ناحيه » است . به احتمال زياد ، خراشه در مقابل كوداشه قرار گرفته كه نام روستايى است در جلگه جوين و بر روى نقشه‌هاى جديد نمودار است . ( 47 ) . شايد منظور از كلمه « ايشان » ، راهزنان بوده باشند . ( 48 ) . شاير قبيله مورد نظر ، قبيله قارلوق در جمع منقولان بوده باشد . قارلوق‌ها مسلما ريشه تركى داشته‌اند و به اعتقاد سر هاورث از نژاد اويغور مىباشند . رشيد الدين آنها را تحت عنوان قبايل ترك ، صاف و ساده قلمداد كرده است . آنان در زمان چنگيز ظاهرا در سرزمين شمال تيان شان سكونت داشته‌اند . اما بعدها احتمالا به سوى مناطق دور در غرب رانده شده‌اند . از نوشته‌هاى دكتر برتشنيدر درمىيابيم كه قارلوق‌ها كرارا در تواريخ چينى تحت اسامى كو - اره ، ها - لا - لو و غيره مورد توجه بوده‌اند . ( ر . ك : به هاورث ، بخش چهارم از مقدمه ؛ رشيد الدين در emmatsreklov . krut . d . srebu ، اثر اردمان ؛ برتشنيدر ، 2 ، صص 41 - 39 ) . جوامع قارلوق امروزه در بدخشان و اطراف آن پيدا مىشوند و ترك محسوب مىگردند و به زبان تركى سخن مىگويند . ( 49 ) . شايد به جاى تومان ، بتوان كارمان ( گاهى كرمينه نوشته مىشود ) خواند . در ظفرنامه شهرى است واقع در شمال شهر بخارا . ( 50 ) . حسين نوه امير قزغن ، از امراى قبيله تاهيت ( به گفته پتى دلاكروا ) بود كه عليه سلطان قازان « خان بزرگ » - يعنى خاقان چغتايى - شورش كرده بود . ( ) ceb rumit ed . lsih ( تاريخ تيمور بيگ ) ، 1 ، ص 2 ) كلمه تاهيت احتمالا تحريف شده است ؛ شايد بتوان آن را با اختلاف فقط نقطه در زير يك حرف ، تايت خواند . [ منظور از اين عبارت اخير روشن نيست . اختلاف تاهيت ( tihat ) يك نقطه در زير يك حرف نيست ! ! مگر آنكه حرف انگليسى ( h ) اشتباها به جاى ( b ) نوشته شده باشد كه در آن صورت كلمه اولى « تابت » و دومى « تايت » خوانده خواهد شد . ( م ) ] ( 51 ) . در اينجا متون ، دربند آهنين يا « دروازه آهنين » آورده‌اند ، اما در جاهاى ديگر به صورت قهلغه آمده كه در گذشته معروف بوده است . بيشتر جهانگردان قديمى از آن نام برده‌اند اما در حال حاضر و در هر صورت در چند سال اخير يا قبل از تصرف سمرقند و خوقند از سوى روس‌ها ، به ندرت مورد بازديد قرار گرفته است . وجود دروازه‌ها در روزگاران گذشته ، واقعيت داشته زيرا هيوئن تسانگ جهانگرد چينى كه در 630 ميلادى از دربند عبور كرده ، اين گردنه را با عنوان « مسدود با دروازه‌هاى دولا ، مقيد به آهن » توصيف كرده است . ( ر . ك : سريول در suxo s'doow ( جيحون بيشه ) ، 1827 ، ص 69 ) در زمان چنگيز خان كه جهانگردان چينى غالبا ميان چين و اردوگاه‌هاى فاتح [ چنگيز ( م ) ] در بخش‌هاى متعدد آسياى مركزى رفت و آمد مىكردند از گذرگاه دربند آهنين ، بيشتر تحت عنوان تيه - من - كوان ( ترجمه تحت اللفظى يعنى سد دروازه آهنين ) نام برده‌اند ؛ و يكى از آنها به نام چانگ چون كه يك راهب تائويى بوده ، عبور خود را از آن تنگه در 1222 ، به همراه گارىها و يك‌صد محافظ منقولى و سربازان مسلمان ، چنين توصيف مىكند : « ما در مسير جنوب شرقى از كوه‌ها رد شديم و آنها را بسيار بلند يافتيم . انبوه صخره‌ها در اطراف پراكنده بود . خود محافظان گارىها را مىكشيدند ، و دو روز طول كشيد تا به آن سوى كوه‌ها برسيم ) tsew eht ot srellevart laveidem esenihc ( سفرهاى چينيان به غرب در سده‌هاى ميانه ) اثر دكتر برتشنيدر ، 1875 ، صص 42 ، 41 ) بدين ترتيب ظاهر دروازه‌ها تا سده